ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
164
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
همكارى سپاه ، مرزهاى امپراتورى را تا تانائيس گسترش داد . عاقبت پس از كارهاى چشمگير فراوان ، در جنگى كه سخت از خويش دفاع مىكرد قهرمانانه جان سپرد . 46 . دختر اين ملكه كه جانشين او در تاج و تخت شد ، كوشيد راه مادرش را در پيش گيرد و حتى در برخى موارد ، از وى پيشى گرفت . وى دختران جوان را در سنين كودكى به آموزش شكار مىفرستاد و آنها را به تحمل سختىهاى جنگ خو مىداد . وى جشنهاى باشكوهى به افتخار مارس و ديان « 1 » - كه ملقب به توروپول « 2 » بود - برپاى مىداشت . آنگاه با لشكركشى به آن سوى تانائيس ، مردمان زيادى را مطيع خويش ساخت و فتوحاتش را تا تراس گسترش داد . هنگام بازگشت به سرزمين خويش ، در حالى كه سرشار از غنايم جنگى بود ، معابد باشكوهى براى مارس و ديان برپا ساخت و به واسطهى عدالتى كه در حكومت مرعى مىداشت موهبت رعايايش را نسبت به خويش جلب كرد . سپس سپاهى را به سرزمين مجاور اعزام و بخش اعظم آسيا را تصرف كرد و دامنهى امپراتورى خويش را تا سوريه گسترش داد . پس از مرگ اين ملكه ، زنان خاندانش جانشين وى شدند ؛ باشكوه و جلال حكومت كرده ، پيوسته بر قدرت و آوازهى قوم آمازون افزودند . پس از چندين نسل ، خبر شجاعت و بىباكى آنها در سراسر زمين پخش شد . مىگويند هركول ، پسر آلكمن « 3 » و ژوپيتر ، از اوريسته « 4 » مسئوليت يافت تا كمربند هيپوليت آمازونى « 5 » را براى وى ببرد « 6 » . در نتيجه ، هركول به لشكركشى مبادرت ورزيد و در جنگى پيروز شد و سپاه آمازون را نابود ساخت ؛ هيپوليت را زنده در بند كرده ، كمربندش را از وى ستاند و ضربهاى كارى بر قوم آمازون وارد ساخت . بربرهاى مجاور نيز ، آمازونها را
--> ( 1 ) . ( Diane ) ؛ دختر ژوپيتر و لاتون ؛ الههى شكار كه با آرتميس يونانيان مطابق است . ( 2 ) . ( Tauropole ) ؛ اهل توريد ( Tauride ) ؛ تنديس اين الهه به اين سرزمين انتقال داده شد . ( 3 ) . Alcmene ( 4 ) . Eurysthee ( 5 ) . ( Laceinturel ' AmazoneHippolyte ) ؛ آوردن كمربند ملكهى هيپوليته براى آدمته دختر اوريسته ، يكى از دوازده خوان هراكلس مىباشد . ( 6 ) . ديودور ( 4 ، 16 ) به شيوهى مبسوطى اين افسانه را روايت كرده است .